به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم, پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزداما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر بیای همونجوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هر کی شنیده از خودش بیخوده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که خالی از عشق و امید
همیشه محتاجه به نور خورشید
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
[ ]
+ نوشته شده در ساعت0:25 توسط بهار
مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت....
کارهاتو رو به راه کن.
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه : من باید با رئیسم برم سفر کاری، کارهات رو رو به راه کن.
شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش، میگه : زنم یه هفته میره مأموریت، کارهات رو رو به راه کن.
معشوقه هم که تدریس خصوصی می کرده، به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه : من تمام هفته مشغولم، نمی تونم بیام.
پسره زنگ میزنه به پدر بزرگش میگه : معلمم یه هفته ی کامل نمیاد، بیا هر روز بریم بیرون گردش.
پدربزرگ که اتفاقاً همون مدیر شرکته، به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن. من با نوه م سرم گرمه.
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه : مأموریت کنسل شد. من دارم میام خونه.
شوهر زنگ میزنه به دوست دخترش و میگه : زنم مسافرتش لغو شده، نیا خونه ی ما
دوست دختره زنگ میزنه به شاگردش میگه : کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم . پس دارم میام که بریم سر درس و مشق.
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه : راحت باش... برو مسافرت. معلمم برنامه ش عوض شد و میاد.
مدیر هم دوباره گوشی رو بر می داره و به منشی زنگ میزنه و میگه برنامه عوض شد.
حاضر شو که بریم مسافرت .....
و داستان ادامه دارد ........
[ ]
+ نوشته شده در ساعت17:29 توسط بهار
ديره داره ميره دل نازك من مي شكنه ميره
ازش نخواستم بمونه آخه فكر نمي كردم نمونه
خيال مي كردم نگفته هامو از توي چشمام مي خونه
بهش نگفتم دوسش دارم آخه فكر نمي كردم كم بيارم
فكر نمي كردم اينقده راحت قلبمو پيشش جا بزارم
ديره ديگه ديره اون كه مي خوامش داره ميره
ديره داره ميره دل نازك من مي شكنه ميره
وقتي كه دوري وقتي كه نزديك
وقتي كه روشن انگاري تاريك
وقتي بودنت حكم نبودنه
وقتي موندنت حكم نموندنه
اينقده ديدن مثل نديدنه
اينقده بودن مثل بريدنه
اينقده داشتن مثل نداشتنه
اينقده خواستن مثل نخواستنه
ديره ديگه ديره اون كه مي خوامش داره ميره
ديره داره ميره دل نازك من مي شكنه ميره
ديره ديگه ديره .........................
ديره داره ميره...........................
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:43 توسط بهار
خوبي ؟
اين پستو ببين برو تو فكر
ببين مريم جون من برا تو از كسايي ميزارم كه دوسشون داري ولي تو........
ولي تو از سياوش بد ميگي
دفه ديگه نبينم از اين كارا كردي هاااا
حالا ببين
لطفآ خودتون را معرفي كنيد
دانيال عبادي-بيست و هفت ساله دانشجوي رشته بيزينس اجرايي در مقطع كارشناسي ارشد و داراي مدرك ليسانس مديريت بازرگاني.پيش از ورود به سينما در عرصه ورزش حرفه اي وقهرماني در تيم ملي نوجوانان و جوانان كاراته حضور داشتم
تحصيلات شما چه ارتباطي با بازيگري داشت كه به اين عرصه وارد شديد؟
قبل از اين وارد اين حيطه شوم در كنار تحصيل فيلم نامه مي نوشتم اما نه به صورت پيگير،بيشتر دلمشغولي ام بود اما خيلي دوست داشتم به طور حرفه اي آن را بياموزم و موضوع را با شهاب حسيني دوست عزيزم در ميان گذاشتم و شهاب هم مرا به دكتر كريمي به معرفي كرد وقرار شد بروم و از كلاس هايشان استفاده كنم من از قبل كارهاي دكتر را مي شناختم و فيلم نامه هايشان را دوست داشتم اما با خود ايشان آشنايي نداشتم.به هرحال يك روز با شهاب حسيني نزد ايشان رفتيم تا به ايشان معرفي شوم و در كلاسهايشان شركت كنم.آنجا دكتر كريمي در حال پيش توليد "غير منتظره" بودند و وقتي صحبت شد ايشان به من پيشنهاد كردند تا براي اين نقش تست بدهم.من هم وقتي فيلم نامه را خواندم خيلي برايم جالب بود و وقتي تست دادم چه از نظر چهره و چه از نظر بازي ايده آلشان بود.بعد از آن با خبر شدم كه خيلي از بازيگران حرفه اي ديگر براي آن نقش تست داده بودند
براي بازي در اين فيلم دستمزدي هم گرفتيد؟
(باخنده)به
اصرار دادند كه بيشتر متعهد به انجام كار باشم.به هرحال بازيگراني كه براي
اولين بار مقابل دوربين قرار ميگيرند امكان دارد كه در ميانه راه به
خاطر سنگيني كار شانه از بار مسئوليت خالي كنند.عوامل سازنده غير منتظره
كه مرا از پيش نمي شناختند و چنين گماني در مورد من نيز بود خواستند به
مسئوليتم بيشتر متعهد باشم
فيلم نامه نويسي را دوباره ادامه مي دهيد؟
بله كماكان مي نويسم،اميدوارم روزي به مرحله ساخت برسد
به نظر شما "غير منتظره" كار موفقي بود ؟
با اينكه در بدترين شرايط اكران به نمايش در آمد فروش چشمگيري داشت.نقدهاي مثبت زيادي هم براي آن نوشته شد و در مجموع در آن شرايط بسيار بد فيلم خوب ديده شد
فرق بازيگر با سوپر استار از ديدگاه شما؟
بازيگر كسي است كه يك نقش خاصدر فيلن نامه براي او نوشته مي شود اما سوپر استار كسي است كه فيلم هايي بر اساس حضور او ساخته مي شود.كسي كه فيلم هايي براي رسيدن او و پيوستنش به يك فيلم ساخت فيلم به تعويق مي افتد
دانيال عبادي چه سقف زماني را براي رسيدن به مرحله سوپر استاري تعيين كرده است؟
براي من مهم حضوري قابل قبول و مؤثر در سينماست،حالا به آن سوپر استار گويند يا بازيگر يا بازيگر سوپر استار يا هرچيز ديگري كه در لفظ قابل مناقشه است
دوست داريد فيلم گيشه اي بازي كنيد يا فيلم هنري؟
در اين يك سال تعداد زيادي پيشنهاد براي كار سينمايي داشتم ولي قبول نكردم چون سعي دارم بيشتر از اين كه به عنوان يك چهره ديده شوم به عنوان يك بازيگر حضور داشته باشم؛"غيرمنتظره" با اينكه اولين حضورم بود فروش خوبي داشت فيلمي كه از عوامل گيشه پسند سوء استفاده نكرده بود اما به مخاطبش هم احترام ميگذاشت."امشب شبه مهتابه"هم چنين است و مطمئن هستم به فروش خوبي هم دست پيدا خواهد كرد.
به نظر شما چرا فيلمي مثل"به همين سادگي"فروش خوبي نداشت؟
فيلمي مثل "به همين سادگي"بيشتر براي مخاطبان خاص است ولي به نظر من صنعت سينما براي مخاطب عام پايه ريزي شده است و طبيعتآ پشت هر صنعتي يك ترن اور مالي وجود دارد كه نبايد اين موضوع فراموش شود
وچرا فيلمي مثل"توفيق اجباري"با فروشي ميلياردي مواجه شد؟
عمومآ فيلم هاي طنز اگر باحضور بازيگران معروف ساخته شوند اين روزها مورد استقبال قرار مي گيرند.برخلاف سال هاي گذشته كه فيلم هاي جدي اجتماعي مورد اقبال بود.شايد بازهم اين نحوه استقبال عوض شود
الان دغدغه اي براي بازي داريد؟
وقتي انسان يك كاري راشروع مي كند و ميبيند موقعيت مناسب براي او فراهم است چرا نبايد آنرا دنبال كند!!!؟
چي شد كه سر از"امشب شبه مهتابه" در آورديد؟
با يك توافق دو طرفه،نقش را دوست داشتم،نظر تهيه كننده محترم فيلم آقاي مرتضي شايسته و كارگردان فيلم نيز اين بود كه نقش به من نزديك است و بهتر است آن را بازي كنم و با كمال ميل پذيرفتم
به نظرتون اين فيلم با اقبال مواجه خواهد شد؟
اين فيلم نيز مانند ساير فيلم نامه هاي دكتر محتوايي معناگرا دارد كه بر اساس يك درونمايه معنوي خاص نوشته شده است اما يك سري جذابيتهاي گيشه هم در آن لحاظ شده است
دوست داريد اگر فرصتي پيش بيايدبه تحصيلات آكادميك بازيگر بپردازيد؟
معتقدم بازيگري بيشتر به اينكه به تحصيلات بستگي داشته باشد بايد در نهاد انسان وجود داشته باشد.به ديدن و شنيدن از نوع دوباره آن و عميق شدن در اطراف بيشتر باور دارم.كاريزماي بازيگر با دوره هاي آكادميك به دست نمي آيد
شما قبل از ورود به عرصه بازيگري هم همين شكل و شمايل را داشتيد يا بعد از بازيگر شدن تغيير چهره يافتيد؟
من هميشه همين بوده ام اما در"غير منتظره"بنا به ضرورت نقش در نيمي از فيلم چهره ام ويژن شد و در دقايقي از فيلم نيز چهره واقعي ام با گريم به شكلي كه فرم هميشگي صورتم به نظر نيايد دستكاري شد
به تاتر و تلويزيون هم فكر ميكنيد؟
من به كار خوب وتاثير گذار فكر ميكنم و مديوم آن برايم مهم نيست
نظر شما در مورد پديده دردناك قاچاق سي دي چيست؟
كاري است غير انساني و ناجوانمردانه كه به لحاظ شرعي،عرفي و قانوني خلاف اخلاق است
نظر دانيال عبادي در يك جمله در مورد جملات زير؟
دكتر كريمي:انساني بسيار مهربان،فيلم نامه نويسي فرهيخته و كارگرداني بسيار خوب
شهاب حسيني:دوستي بسيار خوب وعزيز و بازيگري توانا
دانيال عبادي:بهتر است از شخص ديگري بپرسيد
سياوش خيرابي:تلويزيون هميشه مي تواند سكوي خوبي باشد
حامد بهداد:بازيگري كه حضورش كاملآ مشهود است
خسرو شكيبايي:يكي از بهترين هاي سينماي ما كه يادش تا هميشه گرامي باد
[ ]
+ نوشته شده در ساعت9:23 توسط بهار
منبع عكسا روش نوشته شده
راستي هيچكي به پا سيا نميرسه از جمله : دانيال عبادي
اولين عكسو اورنگ ازش گرفته :


اينو تو كنسرت حميد خندان انداختن :
هیچ حرفی ندارم چون دهنم قفل شده........ببین![]()

اينو ببين ولي به پا غش نكني :
يكي هم از محسن :

و آخرين عكسم از دادا هاي سيا جون :
اولي دادا بزرگه كه اسمش اورنگه :

و اينم دادا وسطي كه اسمش آرشه :

و اينم دستخطش كه خيلي بد خطه :

تا آپ بعدي باي
اينو يادت باشه كه هيچكسي مثل سياوش نميشه
هستيد كه هستم
خيلي دوست دارم مريم جون
فعلا باي
[ ]
+ نوشته شده در ساعت22:6 توسط بهار
گذاشتی دله
اهای خانم خوشگله اونی که زیر پات گذاشتی دله
گذاشتی دله وقتی میای تو شیک و پیک پاشنه و بلند و
تیک و تیک میشکونی تو دل ما رو مثل یک شیشه
چیک و چیک خوشگله انصافت کجاست چشمون تو درد
و بلاست یک نگاهی به ما بکن انگاری که دل دل ماست
وقتی میای دون دون رد میشی از تو کوچمون میبری تو
با اشوهات هوش و هواس از سرمون چه غوغایی بر پا
میشه سر تا سر محلمون خوشگل خوشگلا تویی
دوست دارن پیر و جوون
هی میگم خوشگله بلا رو دلم برا تو پا میزارم هر وقت
میام میبینمت میرم قلبم رو پلو تو جا میزارم مهره مال
داری دل میبیری تو مثل یک جادو گری که حتی خاک
داشت دل من اومدی دلم رو جارو زدی
اون لب ترد و نمکی خنده های غایمکی بی چک و
چونه بگو چند اهای خانوم خوشگل
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:31 توسط بهار
زنى در حال عبور او را ديد و به داخل فروشگاه برد، برايش لباس و كفش خريد
و گفت: «مواظب خودت باش.» كودك پرسيد: «ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟»
زن لبخندى زد و گفت: «نه، من فقط يكى از بندههاى خدا هستم.»
كودك گفت: «مىدانستم با او نسبت دارى.»
[ ]
+ نوشته شده در ساعت14:32 توسط بهار
شب بعد ناخدا از او پرسید: در مورد علم هواشناسی چیزی میدانی؟
پیرمرد: نه
ناخدا: پس تو نیمی از عمر خود را از دست دادهای.
پیرمرد ناراحت شد و دوباره با همان افکار به اتاق برای خواب رفت.
شب بعد باز ناخدا پرسید: آیا در مورد علم دریا شناسی چیزی میدانی؟
پیرمرد: نه
ناخدا: پس تو سه چهارم عمر خود را از دست دادهای.
پیرمرد آن شب را نیز ناراحت به اتاق خود برگشت. ولی صبح زود به سراغ کابین ناخدا رفت و از او پرسید: در مورد علم شناشناسی چیزی میدانی؟
ناخدا: نه! شناشناسی؟
پیرمرد: بله. پس تو تمام عمر خود را از دست دادهای، چون کشتی به یک صخره برخورد کرده و در حال غرق شدن است. خداحافظ.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:11 توسط بهار
اسیره مشته بسته ام
از این همه پرسه زدن
کوچه به کوچه خسته ام
تو لحظه هایه بیکسی اسیره ناباوریم
تو قاب خالیه جنون یه عکسه خاکستریم
تویه این ثانیه های بی رمق
لحظه های ابی تو حروم نکن
این روزا ابری و خاکستریه
شبایه آفتابیتو حروم نکن
بگو خورشید از کدوم ور درومد
که تومثل قصّه رویایی شدی
ماهیه زخمیه پاشوره ی حوض
کی رو خواب دیدی که دریایی شدی
آلوده ام آلوده ام هم رنگ با مرداب
نفرینیم در حسرت بیداری از این خواب
برایه من که رفیقه سفرم
مرحم زخمایه خستگی تویی
برایه من که غریبه جاده هام
آخرین همدم خونگی تویی
از رو گل برگه گلایه کاغذی
اشکامو با دست آلوده بچین

[ ]
+ نوشته شده در ساعت19:42 توسط بهار
دنیامون یه عالمه آدمه خوب و بد داره
ماهه من غصه نخور همه که دشمن نمیشن
همه که پر ترک مثل تو و من نمیشن
ماهه من غصه نخور مثل ماها فراوونه
خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه
ماهه من غصه نخور گریه پناه آدماس
ترو تازه موندن گل ماله اشک شبنماس
ماهه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه
اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه
ماهه من غصه نخور خیلیها تنهان مثل تو
خیلیها با زخمای زندگی اشنان مثل تو
ماهه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت
خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت
ماهه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه
اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه
ماهه من غصه نخور
دنیا رو بسپار به خدا
هر دومون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت21:7 توسط بهار



